FTX و Crypto Bust محدودیت‌های سرمایه‌داری را نشان می‌دهند

FTX and Crypto Bust Show Capitalism’s Limits

1401-09-25
3 سال ها،1 ماه پیش

اخبار رمزارزها

FTX و Crypto Bust محدودیت‌های سرمایه‌داری را نشان می‌دهند

مشروح:

سرمایه داری کریپتو شکست خورده است. یا شاید آنها یکدیگر را شکست دادند.

نه، من سعی نمی کنم سم بنکمن-فرید و همه کسانی را که از اعتماد مردم سوء استفاده کرده اند و ایمان به این صنعت را از بین برده اند، تبرئه کنم.

و نه، من کمونیست نیستم. من به اندازه هر خواننده منطقی تاریخ معتقدم که اقتصادهای بازار در تخصیص سرمایه بسیار بهتر از اقتصادهای برنامه ریزی شده متمرکز عمل می کنند.

شما در حال خواندن Money Reimagined هستید، یک نگاه هفتگی به فن آوری رویدادها و روندهای اقتصادی و اجتماعی که رابطه ما با پول را بازتعریف می کنند و سیستم مالی جهانی را متحول می کنند. برای دریافت خبرنامه کامل اینجا

مشترک شوید

من فقط می‌خواهم اذعان کنم که سرمایه‌داری همیشه نتایج دلخواه را ارائه نمی‌کند. برای اینکه «دست نامرئی» آن کار کند، بازار باید باز و رقابتی باشد. برای سیگنال‌های قابل اعتماد و دائماً تعدیل‌کننده قیمت که بازیگران اقتصادی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری مستدل نیاز دارند، باید اطلاعات کافی در مورد عواملی که در پشت شرایط تقاضا و عرضه آن قیمت‌ها را تعیین می‌کنند، وجود داشته باشد.

تا سال 2022 و مهمتر از همه، تا زمانی که فروپاشی FTX تفاوت فاحشی را بین تصویر و واقعیت آشکار کرد، چنین شفافیتی وجود نداشت، نه در سطحی که صنعت کریپتو از سیگنال‌های قیمت قابل اعتماد برخوردار باشد.

این فقط FTX نیست، کل صنعت است

من فقط در مورد شیوه های حسابداری حیرت انگیز FTX (یا فقدان آن) صحبت نمی کنم. منظورم چیزهایی است که می‌دانستیم، یا نمی‌دانستیم، در مورد شرایطی که باعث افزایش قیمت‌های توکن شد که میلیون‌ها مشتری خرده‌فروش را به صرافی‌های ارزهای دیجیتال و پلت‌فرم‌های وام‌دهی متعدد جذب کرد، جریان‌هایی که میلیاردها دلار کارمزد را به همراه داشت، و در نتیجه، منابع مالی زیادی را به آن شرکت ها جذب کرد.

همه ما شگفت زده شدیم که FTX، که اکنون اساساً هیچ ارزشی ندارد، چند ماه پیش 32 میلیارد دلار ارزش داشت، و این سرویس وام دهی شبکه سلسیوس قبل از سقوط آن 3.5 میلیارد دلار بود. اما ما باید سؤالات مشابهی را در مورد سرمایه گذاری ها و سپرده هایی که در صرافی های Binance، Coinbase، Kraken، Crypto.com و سایر صرافی ها سرازیر شده است، بپرسیم. من پیشنهاد نمی کنم که آنها نیز در آستانه ورشکستگی هستند یا مشکوک به کلاهبرداری هستند، بلکه باید به انتظارات متورم برای رشد بلندمدت فکر کنیم که هجوم به کل صنعت را کشانده است.

سرمایه گذاران به دنبال نوعی سر جعلی سرمایه داری افتادند. برای مدتی، سودهای فوق‌العاده‌ای که توسط این ماشین‌های متمرکز اجاره‌دهنده ایجاد می‌شد، به سرمایه‌گذاران خطرپذیر نشان می‌داد که آنها کسب‌وکاری هستند که باید در آن سرمایه‌گذاری کنند. با توجه به منطق بازار، آنها روی چیزی بودند. بازار می گفت "این آینده است."

به طرز غم انگیزی، اکنون می دانیم که این یک سیگنال اشتباه بوده است. آنجا وجود نداشت. بخش خوبی از مبادلات توکن و کسب و کار وام دهی بر روی یک خانه از کارت ساخته شده است، یک اتصال پیچیده از موقعیت های اهرمی در سراسر یک اکوسیستم رمزنگاری که توسط یک باور جمعی به "تعداد افزایش می یابد" حفظ شده است. این واقعاً فقط ترکیبی سمی از تجارت، فرصت طلبی و بازپرداخت (که به دارایی ها اجازه می دهد چندین تراکنش را وثیقه کنند) بود. هرگز پایدار نبود.

ما باید از ابتدا تشخیص می‌دادیم که بازده‌های سه رقمی ارائه شده در پلتفرم‌های مالی غیرمتمرکز (DeFi) در دوره‌های رونق در سال 2021 توجیه‌ناپذیر بود، نه فقط به این دلیل که نسبت به مالی سنتی بسیار بالا بود، بلکه به دلیل ناکافی بودن آن. ابزار دنیای واقعی زیربنای آنها. همین امر را می توان در مورد فعالیت معاملاتی و کارمزدهای کسب شده توسط پلتفرم های مالی متمرکز (CeFi) نیز گفت.

برای اینکه ابزار سطح پایه کافی برای حفظ قیمت‌های معاملاتی بالاتر از زنجیره وجود داشته باشد، نیاز به سرمایه‌گذاری بسیار بیشتری در موارد استفاده در دنیای واقعی برای مبادله ارزش نمادین، مانند انرژی غیرمتمرکز وجود داشت. اما بازار سیگنال نمی داد که پول باید به اینجا برود. در FTX، درجه سانتیگراد و امثال آن‌ها می‌گفت: "go all in".

رفع عدم تقارن اطلاعات

چگونه این مشکل را برطرف کنیم؟

متأسفانه، ما نمی‌توانیم فقط به مردم توصیه کنیم که وعده‌های سریع ثروتمند شدن را به نفع فرصت‌های کوچکتر و پایدارتر در حواله‌های بین‌مرزی، پروژه‌های وفاداری توکن‌های غیرقابل تعویض (NFT)، راه‌حل‌های هویت دیجیتال توزیع‌شده یا هر چیز دیگری رد کنند. تعداد دیگر برنامه های کاربردی دنیای واقعی دلالان گمانه زنی خواهند کرد.

آنچه ما به آن نیاز داریم اطلاعات قابل اعتمادتری در مورد مشاغل و صنایع رمزنگاری است، نه تنها داده‌های مربوط به سودآوری کوتاه‌مدت مبادلات و وام دهندگان، بلکه جزئیات عمیق در مورد پایه اساسی این بازده و پایداری بلندمدت آنها.

شاید با این اطلاعات، سرمایه گذاران ریسک پذیر فرصت های کوتاه مدت مرتبط با سفته بازی را نادیده بگیرند و در عوض در پروژه های واقعی و بلندمدت سرمایه گذاری کنند.

اما هنوز مشکلی در اینجا وجود دارد و آن مربوط به سیلیکون ولی است. با توجه به اینکه مدل‌های رمزی اکنون به سرمایه‌گذاران خطرپذیر چشم‌انداز خروجی بسیار زودتر از محدودیت‌های نقدینگی پنج ساله را که به طور سنتی تحت آن قرار می‌گیرند، ارائه می‌دهند، ممکن است همچنان انگیزه آن‌ها برای نادیده گرفتن نشانه‌های چالش‌های بلندمدت و ادامه شرط‌بندی بر روی کوتاه‌مدت باشد. لحظات حباب، دانستن اینکه آنها همیشه می توانند کیف خود را به احمق بزرگتر بعدی بسپارند. آن‌ها می‌توانند این کار را انجام دهند زیرا در طول معاملات دور سرمایه‌گذاری به «اتاق‌های داده» انحصاری دسترسی دارند و به آنها یک مزیت اطلاعاتی نسبت به سرمایه‌گذاران کوچکی که دیرتر وارد می‌شوند، می‌دهند.

این مشکل «عدم تقارن اطلاعات» است که قوانین اوراق بهادار باید از آن محافظت کند. ما می‌توانیم در مورد احزاب در هر دور تأمین مالی بعدی در مورد آن فکر کنیم: خود نهاد سرمایه‌پذیر، که همه چیز را می‌داند. سرمایه گذاران اولیه آن، که چیزهای زیادی می دانند اما نه همه چیز. و سرمایه گذاران هدف آینده نگر، که بسیار بیشتر در تاریکی هستند. این نوع عدم تقارن ها یکی از دلایل اساسی اعوجاج سیگنال قیمت هستند. افشای اجباری توسط مقررات اوراق بهادار این شکاف اطلاعاتی را کاهش می دهد.

تنظیم یا خودتنظیمی؟

اکنون باید واضح باشد که برای مبادلات CeFi مانند FTX، مقررات سختگیرانه تر، از جمله ثبت نام در کمیسیون بورس و اوراق بهادار، اجتناب ناپذیر است. سوال این است که چنین مقرراتی تا کجا باید پیش برود؟

علیرغم همه چیز، یک استدلال قوی وجود دارد که مقررات بیش از حد - برای مثال، لایحه سختگیرانه ای که این هفته توسط سناتورهای الیزابت وارن (D-Mass.) و راجر مارشال (R-Kan.) ارائه شد - می تواند به راحتی با از بین بردن نوآوری نتیجه معکوس داشته باشد. اگر قوانین اوراق بهادار به طور غیرمنطقی متوجه توسعه‌دهندگان نرم‌افزار پروژه‌های DeFi شوند که هیچ مرجع متمرکز قابل شناسایی برای آنها وجود ندارد، خطرات بزرگی وجود دارد.

این جایی است که صنعت باید خودش را نجات دهد. زمان آن فرا رسیده است که از رهبرانی در این فضا که واقعاً می‌خواهند این فناوری یک اقتصاد رو به رشد و پایدار با ارزش دنیای واقعی را تقویت کند، فراخوانی کنیم تا با یکدیگر مطابق با استانداردهایی برای افزایش شفافیت شوند.

چه این یک رویکرد پذیرفته شده جهانی برای اثبات ذخایر باشد، آژانس‌های رتبه‌بندی که از سوابق زنجیره‌ای و سایر سوابق برای ارزیابی خطرات دارایی‌ها یا پروتکل‌های مختلف استفاده می‌کنند، یا استانداردهای رایج برای ممیزی نرم‌افزار و پاداش‌های باگ، چیزهای زیادی در اعضا وجود دارد. این جامعه می تواند برای ایجاد انگیزه برای الزامات افشای مفید متقابل برای یکدیگر انجام دهد.

یا این است، یا هرگز از مزایای سرمایه داری لذت نبر.

متن اصلی خبر : CoinDesk