بهترین نرخ ارز دیجیتال
Real Crypto Adoption Needs Real Crypto Infrastructure (These 7 Upgrades, for Starters)
اخبار رمزارزها
مشروح:
Kgothatso Ngako مشکلی را دید. او معتقد بود همسایگانش در آفریقا از داشتن بیت کوین سود خواهند برد، اما اکثر آنها صاحب گوشی هوشمند نیستند. ضریب نفوذ اینترنت در آفریقا تنها 30 درصد است. میلیونها نفر نتوانستند، همانطور که شعار میگوید، «بانک خودشان باشند».
نگاکو میخواست این را تغییر دهد. او قبلاً یک مهندس نرمافزار در آمازون بود و قبلاً برای ترجمه مطالب آموزشی بیت کوین - مانند مقاله سفید ساتوشی ناکاموتو - به بیش از 20 زبان آفریقایی از جمله کیسواحیلی، شونا و اوشیوامبو کار کرده بود. اما این فقط تا آنجا پیش می رفت. دانش بی ارزش خواهد بود مگر اینکه مردم راهی برای مالکیت واقعی بیت کوین داشته باشند.
او کار خود را رها کرد و "Machankura" را ساخت. این کلمه ترجمه دقیقی ندارد، اما نگاکو می گوید این یک "اصطلاح عامیانه است که معمولاً به پول اشاره می کند." Machankura یک رابط مبتنی بر متن است که امکان ارسال، دریافت و خرج بیت کوین را فراهم می کند که توسط شبکه لایتنینگ فعال شده است. یک کاربر می تواند یک کیف پول لایتنینگ را مستقیماً روی تلفن تاشو خود ایجاد کند. طی تماس زوم ما، نگاکو تلفنی را در دست گرفت و عملکرد آن را نشان داد: یک صفحه ساده گزینه هایی را برای 1 ارائه می دهد. ارسال BTC. 2. دریافت بیت کوین 3; تعادل و تاریخچه; 4. بیت کوین خرج کنید، و غیره.
Machankura هنوز در مرحله بتای اولیه خود است، اما Ngako می گوید که شش ماه است که در حال استفاده فعال بوده است. او راهحلهایی مانند این را به عنوان راهی برای حضور بیشتر آفریقاییها در نظر میگیرد، که به نظر او بسیار دیر شده است.
یا، با کوچکنمایی لنز، چرا پذیرش بیتکوین و کریپتو بیشتر نیست؟ چه چیزی جلوی فناوری را می گیرد؟ مشکلات اخیر فضا به خوبی مشخص شده است - فروپاشی FTX و شبکه سلسیوس، ظهور حباب توکن غیرقابل تعویض (NFT)، لرزش های رکود اقتصادی، هوس های جروم پاول، رئیس فدرال رزرو آمریکا، به طور کلی ترش کردن حالات.
اما شما همچنین می توانید به زیرساخت متزلزل اشاره کنید. رایان سرواتیوس، رئیس مشارکتهای استراتژیک در آزمایشگاههای Mysten میگوید: «زیرساختی که Web3 را بهطور گسترده هدایت میکند، میتواند تا حدودی انجام دهد. بسیاری استدلال کرده اند که فضای کریپتو اکنون جایی است که اینترنت در اوایل دهه 1990 بود. Servatius این قیاس را یک قدم جلوتر می برد: او استدلال می کند که اینترنت تا زمانی که زیرساخت های آن به بلوغ نرسیده بود شکوفا نشد.
سرواتیوس میگوید: «زیرساخت عنصر اصلی بود. «نفوذ پهنای باند تنها محرک مهم بود»، زیرا نتفلیکس و یوتیوبها امکانپذیر نبودند «تا زمانی که به اندازه کافی نفوذ پهنای باند در ایالات متحده نداشتید». Servatius معتقد است که فضای بلاک چین هنوز "پیش پهنای باند" است و ما "هنوز باید این زیرساخت را در سطحی برپا کنیم که به جهان امکان پذیرفتن چیزی سریع و ارزان را بدهد."
در مورد اینکه دقیقاً چگونه زیرساخت باید بهبود یابد، اجماع کمی وجود دارد. یا اینکه کدام پروژه ها برنده خواهند شد. از 100 نفر در کریپتو بپرسید و 100 پاسخ مختلف دریافت خواهید کرد. مناظره بین ماکسیمالیستهای بیتکوین، سرسختهای اتریوم، و بسیاری از مشتاقان «قاتل اتریوم» (مانند سولانا، کاردانو یا آزمایشگاههای میستن سرواتیوس) باعث میشود که رئیس مجلس کوین مککارتی در مقایسه، به اوج تبدیل شود. دموکراسی آتن.
وقتی بلاک چین کار می کند، خسته کننده خواهد بود.< /p>
و چه چیزی به عنوان "زیرساخت بلاک چین" به حساب می آید؟ شما میتوانید این استدلال را مطرح کنید که هر پروژه در رمزارزها - که کوینهای میم حذف شدهاند - نوعی زیرساخت است. این یک مفهوم پیچیده است. تقریبا ناخوشایند است این را با گوشههای رنگارنگتر فضا مقایسه کنید. تصور آثار هنری یک NFT آسان است. حتی می توانید جذابیت حدس و گمان قیمت "تعداد افزایش یابد" را درک کنید (اگر تایید نکنید).
اما زیرساخت تقریباً نامرئی به نظر می رسد، و شاید نکته همین باشد. اندرو کیز، یکی از بنیانگذاران و شریک مدیریت Darma Capital می گوید: «مردم عادی نباید چیزی در مورد زیرساخت بدانند. این روش در اینترنت کار می کند. وقتی از Orbitz بلیط میخرید تا به جایی پرواز کنید، اگر از پایگاه داده SQL یا پایگاه داده کافکا استفاده کنید، هیچ کس [لعنتی] نمیکند. شما فقط از Orbitz استفاده می کنید. بلاک چین نیز باید به همین صورت عمل کند. کیز میگوید: «وقتی بلاک چین کار میکند، کسلکننده خواهد بود»، و اضافه میکند که این تجربه نباید با دنیای Web2 تفاوتی داشته باشد، با این استثنا که «بهجای اینکه واسطهای 40 درصد را برای کنار هم قرار دادن راننده و مسافر استخراج کند، la Uber، [زمانی که] باید فقط 1٪ هزینه داشته باشد."
هدف همین است. و اگر فضا بخواهد از زمستان کریپتو بیرون بیاید، پیشرفت واقعی در این کار خسته کننده، پشت صحنه و نامرئی لوله کشی و سیم کشی خواهد داشت. این چیزی است که برای پذیرش گسترده لازم است - باید آسان، در دسترس و سرگرم کننده باشد.
بنابراین با درک این موضوع که این موضوع به دور از جامعیت است و احتمالاً باعث ایجاد بحث می شود - (اگر اینطور نبود، اشتباه انجام می دادیم) - این هفت سطل همان چیزی است که ما در مورد زیرساخت بلاک چین صحبت می کنیم:
خرید NFT برای یک تازه کار چگونه است؟ پل برودی، رئیس پروژه های بلاک چین در ارنست اند یانگ می گوید: «این یک قطار خراب است. "اگر سعی کنید با خرید NFT شخص جدیدی را جذب کنید، فوق العاده وحشتناک است." ابتدا باید یک حساب کاربری در صرافی هایی مانند Coinbase یا Binance ایجاد کنید، سپس یک کیف پول MetaMask باز کنید، وجوه را انتقال دهید، به OpenSea متصل شوید و غیره. برودی می گوید: «این را با استفاده از ApplePay برای خرید آنلاین چیزی مقایسه کنید. "این فقط یک تجربه واقعا وحشتناک و وحشتناک است."
برودی مشکوک است که پذیرش گسترده واقعی، بهویژه برای شرکتهای بزرگ، بدون نرمافزار روانتر اتفاق نخواهد افتاد. برودی می گوید: «برای یک توسعه دهنده فناوری اطلاعات سازمانی معمولی باید به اندازه کافی آسان باشد تا بتواند از آن استفاده کند. "آنها باید بتوانند آن را به برق وصل کنند. این نمی تواند باشد، "هی، من باید یک تیم تخصصی بلاک چین بسازم." (تیم برودی در EY روی چنین راه حل هایی کار می کند؛ آنها قبلاً یک زنجیره تامین را به صورت آزمایشی راه اندازی کرده اند. پروژه با آبجو پرونی.)
در روشی مشابه، پروژههای دیگر تلاش میکنند تا شرکتهای Web2 را آسانتر کنند تا با Web3 در سمت مصرفکننده کار کنند. از NFT های «وفاداری به برند» استفاده کنید. من با بسیاری از حامیان Web3 صحبت کردهام که در مورد برندهای رایج با استفاده از توکنهای اجتماعی، NFT یا سایر بخشهای Web3 برای ایجاد برنامههای پاداش فوقالعاده - حسابهای پروازی مکرر روی استروئیدها، خوشبین هستند. اما به نظر می رسید که دقیقاً چگونه این اتفاق می افتد.
پروژههایی مانند Dispatch را وارد کنید، که راههایی را برای شرکتها ایجاد میکند تا مستقیماً با کاربران نهایی رمزنگاری ارتباط برقرار کنند، مانند ارسال پیامها به کیف پول Ledger. سپس این با رابط معمولی CRM [مدیریت ارتباط با مشتری] شرکت، a la Salesforce همگام میشود. بایرون سورلز، رئیس Dispatch میگوید: «به همه میگویم، این آینده است، اما میخواهم آن را برای شما در CRM شما قرار دهم». "شما باید کاربران را در جایی که هستند ملاقات کنید. ما نمی توانیم انتظار تغییر رفتار گسترده دیگری را برای پذیرش داشته باشیم. من فکر می کنم این خواهد بود، "من کاری را انجام می دهم که همیشه انجام می دادم، اما در زیر آن جادوی Web3 وجود دارد."
سورلز به روش خود از همان کتاب بازی Ngako در آفریقا استفاده می کند: توسعه زیرساخت ارزهای دیجیتال با ایجاد یک راه حل آسان برای کاربر نهایی. در مورد نگاکو، به مردم کنیایی اجازه می دهد از تلفن های متنی خود برای دریافت بیت کوین استفاده کنند. در Sorrell’s از نرمافزار سازمانی استفاده میکند، اما آن را با NFT تزریق میکند، یا به قول خودش، «Mailchimp، اما آن را بلاک چین کنید».
ماموریت "کیف پول بهتر" همان چیزی است که Kgothatso Ngako در آفریقا روی آن کار می کند. ماموریت کیف پول های بهتر به این دلیل است که لجر تونی فادل، طراح آی پاد اصلی اپل را برای ساخت دستگاه های نسل بعدی خود استخدام کرد. و ماموریت کیف پول بهتر، برای بسیاری از افراد در فضا، راهی برای بازگرداندن رمزارزها به ریشه های غیرمتمرکز آن است.
مقیاسپذیری و حریم خصوصی ارائه شده توسط مدارک Zero Knowledge هستند ضروری است.
FTX های دنیا ممکن است ایمن نبودند، اما استفاده از آن ها بسیار سریع بود. کاسات میخواهد همان تجربه ساده و مرده را با چرخشی غیرمتمرکز ببیند. کاسات، مدیر ارشد بازاریابی در ConsenSys، استودیوی توسعه اتریوم، میگوید: «من واقعاً فکر نمیکنم اگر کسی از رمزنگاری خود محافظت نمیکند، وارد Web3 شده باشد. اکراه قابل درک برای سرپرستی کامل وجود دارد. یک فرد معمولی (از جمله خودم) از این ایده که مجبور است یک عبارت اصلی 16 کلمه ای را دنبال کند، ناراحت می شود. یا برای ایمن نگه داشتن کیف پول سخت افزاری. به عنوان مثال، در عرض چند ماه پس از خرید یک ماشین، من عنوان را از دست دادم و مجبور شدم ساعت ها را در DMV برای رسیدگی به پرونده خود بگذرانم. شاید کریپتو بتواند به من کمک کند «بانک خودم باشم»، اما احساس میکنم بانک بدی خواهم بود.
بنابراین، کاسات استدلال میکند که آنچه مورد نیاز است، یک راهحل متمرکز نیست، بلکه راهحلهای غیرمتمرکز آسانتر است. چیزی که اجازه می دهد حتی سر سوزن هایی مثل من احساس راحتی کنند. Cassatt نسبت به مفهوم "حاکمیت مترقی" خوش بین است، جایی که کاربر به تدریج با کسب اطلاعات بیشتر در مورد Web3، نگهبان خود می شود.
در حالی که درست است که تازهکارها با عبارات اولیه مشکل دارند، گلادشتاین خاطرنشان میکند که در دهه 1990 والدینش برای به خاطر سپردن عبارات جدید کنجکاو مانند «گذرواژههای ایمیل» و «نام کاربری» تلاش کردند. آنها از یادداشت های چسبناک روی مانیتور خود استفاده می کردند. گلادشتاین میگوید: «در نهایت، ما راههایی برای مقابله با آن پیدا کردیم، و این مانع از تسخیر ایمیل در جهان نشد.»
یک بلاک چین چقدر در خوب بازی کردن با بلاکچین دیگر خوب است؟ اشکالات هنوز اتفاق می افتد. طبق برآورد Chainalysis، این منجر به سرقت و از دست دادن اعتماد به سیستم می شود، زیرا بیش از 2 میلیارد دلار از پل های بلاک چین هک شد.
برای کسانی که با این فضا آشنایی ندارند، مفهوم "حریم خصوصی رمزنگاری" بوی تاریک وب، مواد مخدر غیرقانونی، پولشویی و تامین مالی تروریست ها را دارد. حریم خصوصی ممکن است کمی شیطانی به نظر برسد.
اگر در این کمپ هستید، باید با پل برودی، مدیر اجرایی Ernst & Young گفتگو کنید. برودی توضیح میدهد که حفظ حریم خصوصی برای شرکتهای آمریکایی ضروری است، و این از روزهای اولیه اینترنت صادق بوده است. به تجارت الکترونیک فکر کنید. "کاربرد قاتل اینترنت، همانطور که بود، معلوم شد که تجارت است. برودی می گوید: خریدن چیزها. "برای این ما باید حریم خصوصی داشته باشیم." تصور کنید که تمام خریدهای آمازون شما برای دنیا قابل مشاهده باشد. به لطف زیرساخت های اینترنتی خسته کننده رمزگذاری SSL، ما می توانیم با خیال راحت خرید آنلاین انجام دهیم. برودی میگوید: «امروزه این موضوع کاملاً در اکوسیستم بلاک چین وجود ندارد. "این شغل شماره 1 است."
همانطور که میخواهید هجوم آمازون را برای خود نگه دارید، شرکتها نیز باید عملیات خود را خصوصی نگه دارند. برای مثال، اگر یک سازنده خودرو از یک قرارداد هوشمند عمومی برای خرید لاستیک از یک تامین کننده استفاده کند، معاملات زنجیره ای می تواند دست خود را به رقبا بدهد. برودی میگوید: «جزئیات زنجیرههای تأمین شرکتها بسیار بسیار حساس هستند، به همین دلیل است که پروژههای زنجیره تأمین در یک بلاک چین عمومی تقریباً غیرممکن است». (تیم او در EY در حال کار بر روی راه حل هایی هستند که برخی از آنها در چند ماه آینده آزمایش خواهند شد.)
Sero-knowledge poofs (یا اثبات ZK) به شما امکان می دهد بدون افشای سایر داده های حساس ثابت کنید که چیزی درست است. فقط موارد مورد نیاز را به اشتراک می گذارد. یک مثال ساده: در دنیای امروزی، اگر وارد یک بار شوید و از شما خواسته شود که شناسه خود را نشان دهید، فرد جسور میتواند جزئیاتی از جمله آدرس منزل، قد و شماره گواهینامه رانندگی شما را ببیند. اما تنها داده مربوطه تولد شماست - آیا بالای 21 سال دارید؟ در یک شناسه هوشمند که توسط اثبات های ZK پشتیبانی می شود، تنها چیزی که به باونسر نشان می دهید فیلدی است که "بیش از 21" را نشان می دهد.
پرودن به قدری به اهمیت زیرساخت ZK علاقه مند است که یک مسابقه آزاد به نام "ZPrize" ترتیب داد تا رشد و نوآوری آن را افزایش دهد. او می گوید که تا کنون بیش از 4 میلیون دلار اهدا شده است. جوایز برای دستههای بسیار ساده از جمله «تسریع عملیات MSM در GPU/FPGA»، «Plonk-DIZK GPU Acceleration» و «شتاب دادن به عملیات NTT در یک FPGA» است. و مردم فکر می کنند این چیزها پیچیده است؟
Cassatt پیشبینی میکند که سال 2023 «سال Web3 اجتماعی» خواهد بود و در نهایت جایگزینهای غیرمتمرکز برای توییترها و فیسبوکهای جهان را باز میکند. (بقیه نیز چنین می کنند.) در حالی که بسیاری با شایستگی غر می زنند که بلاک چین اغلب «راه حلی برای جستجوی یک مشکل» است، در اینجا مشکل واضح است: نفوذی که در یک پلتفرم به دست می آورید را نمی توان به دیگری منتقل کرد. وقتی توییتر تکان میخورد، این موضوع ناگهان مرتبط به نظر میرسد.
بهگفته کاسات، پذیرش اصلی رسانههای اجتماعی Web3 بدون کار بیشتر در سطح پروتکل اتفاق نخواهد افتاد. او به پروتکل لنز به عنوان نمونه مورد علاقه خود اشاره می کند، که به افراد اجازه می دهد تا برنامه های غیرمتمرکز و مقاوم در برابر سانسور خود را در رسانه های اجتماعی بسازند. کاسات میگوید: «این مورد کاربران زیادی را به همراه خواهد داشت، تا حدی به این دلیل که این مورد استفاده «کمتر به قیمت وابسته است» و در عوض «ابزار واقعی در Web3» ارائه میدهد.
برای دسترسی سریع به داده ها باید ایندکس شوند. پرودن در Aleo میگوید: «زیرساخت تحلیل و نمایهسازی برای توسعهدهندگان واقعاً بسیار مهم است. بدون فرو رفتن بیش از حد در علفهای هرز (یا حفاری در مواردی مانند «شتاب پردازش گرافیکی Plonk-DIZK»)، نکته کلیدی این است که راههای مختلفی برای نمایهسازی وجود دارد. متمرکز یا غیر متمرکز. پرودن امیدوار است که راهحلهای نمایهسازی غیرمتمرکز و منبع باز بیشتری پیدا شود، زیرا اینها بخشی از «پیشفرضهای» سیستم کلی هستند. پرودن میگوید: «پیشفرضهای امروزی زیرساختهای میزبان و کیفپولهای غیر خود میزبان هستند. "و اگر ما در برابر این پیش فرض ها عقب نشینی نکنیم، آنگاه نیروهای گرانش به قوی تر و قوی تر شدن ادامه خواهند داد."
در نهایت، چیزی بسیار مهم برای تقریباً هر پروژه در فضا:
به لطف شبکه لایتنینگ، تراکنش هایی که 10 دقیقه روی بیت کوین طول می کشد، اکنون می توانند در یک میلی ثانیه انجام شوند. این پیشرفت در زیرساخت چیزی است که Strike (برنامه پرداخت تلفن همراه) را قادر به راهاندازی در السالوادور کرد که راه را برای مناقصه قانونی هموار کرد. در حالی که حکم آزمایش بیت کوین در السالوادور هنوز صادر شده است، این نمونه ای از این است که چگونه پیشرفت آرام و خسته کننده در زیرساخت ها می تواند ناگهان پیشرفت هایی را ایجاد کند.
البته، دهها پروژه لایه 1 رقابتی، همگی برای ارائه جایگزینهای سریعتر، ارزانتر و سبزتر و بهتر برای اتریوم رقابت میکنند. کار در لایتنینگ همچنان ادامه دارد (مانند کمک به توسعه دهندگان برای ساخت برنامه های لایتنینگ پسند)، و همچنین کار خود اتریوم. برودی میگوید: «اتریوم به مقیاسگذاری بیشتری نیاز دارد. "ادغام همه مشکلات را حل نمی کند." او ارتقای Merge را به اثبات سهام به عنوان یک پیروزی برای نشان دادن اینکه اتریوم میتواند «بدون هیچ مشکلی از زیرساختهای حیاتی ماموریتی به ارزش 700 میلیارد دلار مهاجرت کند» میداند، اما این تنها بخشی از یک سفر بسیار طولانیتر است.
تمرکز کوتاهمدت اتریوم روی شاردینگ است، که بنیاد اتریوم آن را بهعنوان «ارتقای چند مرحلهای برای بهبود مقیاسپذیری و ظرفیت اتریوم» تعریف میکند که باید هزینهها را بیشتر کاهش دهد. نقشه راه کامل توسط خود ویتالیک بوترین ترسیم شده است که شامل نقاط عطف "Surge، Verge، Purge و Splurge" است. کلاه بر بوترین، زیرا "ادغام" ساده ترین کلمه برای قافیه نیست.
و فقط امیدوار باشیم که بلای وجود نداشته باشد.
متن اصلی خبر : CoinDesk